♪من تمنا کردم که تو با من باشی تو بمن گفتی هرگز،هرگز،پاسخی سخت و درشت، و مرا غصه این هرگز کشت♪
قربانی یک بت سر تا به پا از سنگ تو بت پرست اما من بت شکن بودم باید که بت می مرد جایی که من بودم بتخانه شد ما محراب عشق من باید که بت می مرد جایی که من بودم بتخانه شد اما محراب عشق من فرمان بت این بود :از عشق دل کندن بت را شکستم من،بتخانه شد خالی با خود تو را هم برد آن پوچ پوشالی قربانی بت شد ایمان و پیوندم من هم ز جای خویش بتخانه را کندم اکنون نه بت مانده نه تو نه فردایی این بت شکن ، مانده با زخم تنهایی *ای آزادی با کمال تأسف می گویم:"بشر سزاوار تو نیست"* هفده سالگی هم عجب سن بدیه استرس درس دارم دلم شکسته شد و تازه دارم از مرحله نوجوونی وارد مرحله جوونی میشم خلاصه همه باهم اعصابم رو ریخته بهم توی آبی پاک آسمونها.......اگه جایی برای موندنم نیست پس این شوق پریدن از کجاهاست......که فکر دیگری توی سرم نیست؟!! آدم دقیقا" به همون چیزی میرسه که بهش فکر میکنه،مطمئنم! دیگه وقتشه از این پیله ای که گرداگرد منو گرفته بیرون بیام......باید پرواز کنم.....و اوج... اگه من تو یه بازی باختم دلیل نمیشه که تو بازی دیگه ای شرکت نداشته باشم،درسته؟! مهسا دیگه عاشق نیست دل شکسته نیست تنها نیست مهسا فقط مهساس فقط همونیه که بوده همونی که باید باشه همونی که باید زندگی کنه.مهسا دیگه برام غریبه نیست مهسا داره از همه ذرات زمین منو فریاد میزنه.مهسا با منه و من دیگه تنهاش نمی ذارم! پ.ن:نه گناهکاریم و نه بی تقصیر پ.ن۲:زمان چه زود میگذره ماهمون دختر کوچولوهاییم که پشت اون نیمکتهای چوبی می نشستیم؟ حالا چی شده؟ ما هنوز همون قدر معصومیم؟ کاش هنوز دل نگرونیم این بود که نقاشیمو نکشیدم پ.ن۳:به سوی ستاره ها پرواز کن اما اگر بر ماه نشستی خوشحال باش *مثل یک گاومیش آفریقایی نباشید که فقط روبروی خودش رو میبینه و از چپ و راستش بیخبره.* چقدر بده که ماها خیلی از نیازهامون رو سرکوب میکنیم،خیلی از کارها رو گناه میدونیم و جالب اینجاس که انجامشون هم میدیم منتهی وجدان درد می گیریم! این عقاید مزخرفی که تو ذهن مردم رسوب کرده فقط زندگی رو براشون سخت میکنه ! دوستان در خود موج بزنید و خودتون رو بشناسید و روی هر کاری مهر گناه نزنید! منظور اینکه از همه دین تنگی وگشادی سوراخ آفتابه اش رو ول کنید! میدونید چی بعضیا رو از دین زده میکنه؟ تعصب بیجای عده ای دیگه........ دور از همه تعصبات آدم بهتر میتونه تفکر کنه و نگرشش رو به سمت خوبی ها سوق بده! پ.ن: اوه اوه باز من بالا منبر رفتم و تز دادم ،اینا همه نتیجه سفر به درونه! هميشه صداي بارون صداي پاي تو بوده.......هوا یه حالیه!حالی به حالیه!عشق و حالیه! یه جور باحالیه! بوی موهات زیر بارون،بوی گندم زار نمناک........وای چه حس شگرفی! وقتي كه بارون ميباره تو رو ياد من مياره........دقیقا" یاد افی میفتم! ای ز کف رفته که بود اول پر گشودنت،نمی تونه دلم عادت کنه با نبودنت..... آخی دیگه نیستی،من دلم واسه ت تنگ شده،گفته بودم زندگی قماره....خب منم آسم رو رو کردم از تو قشنگه زندگی.........."تو" اینجا چیه؟خیلی چیزا!چیزایی که آدم باهاش کیفور میشه! گفتیم بارون یاد بحث پطرسی که با دوستان داشتیم افتادم(!) آقا چرا انگشتش رو کرد تو؟ از کجا می دونید قصد خوبی داشته؟شاید کار بد خواسته بکنه که انگشتش گیر کرده! نتیجه ۱:در پس هر کار خوبی نیت بدی هست! نتیجه ۲:هر چیزی رو مثه تصویر سه بعدی در نظر بگیرید و ورای اون رو ببینید! پ.ن:صفحه ی ذهن کبوتر آبی ست......کبوتری باشیم!دارم میشم!یو جاست باز کن چشمت را! بعدا" نوشت: ایول بارون.دهن پنجره رو سرویس کرد!۱۲:۳۶ سکوت از هر طرف جاری،هوای خانه تاریک است............ تنهای تنهام بازم دیوونه شدم بازم یه آدمک چوبی درست کردم بازم باهاش درددل کردم بازم رو دیوار خط کشیدم بازم روزها رو شمردم نمی دونم منتظر چی هستم شاید منتظر یه سطل آب یخ که بریزه روی این زندگی و بگه : پاشو زندگی کن این مردگیه! فرار از قصه ی دیروز هم علاج درد نشد..... قوی تنهای دریاچه حالا افتاده تو مردابی که خودش درست کرده........ بازم مداد میگیرم دستم بازم از سیاهیا میکشم بازم روی هر پرسپکتیوی یه فلسفه می ذارم ...... و باز هم بغضم رو فرو میدم بازم خودخوری میکنم بازم برمیگردم به این قماری که اگه یه بارش برنده م صد بارش بازنده م! پ.ن:بازم جلوی آیینه می ایستم و می بینم که همچنان این چهره ی خسته منم. آقا ما بدون ننه بابا پا شدیم رفتیم کوجا؟اراک! یه جا مزخرفی بود با این فامیلای عتیقه ! جاتون خالی دبلنا زدیم دور اول خونه بردم 10 تومن دور سوم خط بردم 9 تومن خونه رو هم بردم 16 تومن دیگه کارد میزدی خون پسرا در نمیومد .چه پسرای منگلیسمی هم بودن به خدا! از بس آشغال دادن ما خوردیم از دیشب که اومدم تا حالا به باب افعال بودم! بقیه شهرا خوبن یا ما اصفهانیا پدر سوخته ایم؟ وای یه هفته دیگه باید بریم مدرسه! فک کن من تا سال دیگه نمی تونم جایی برم! فک کن من الان از دست یه بی جنبه چقدر عصبانیم! فک کن به جای منی که دیگه به هیچ چیز فک نمی کنم! چرا.......داشتم فک می کردم بین این همه اسپرم من عجب اسپرم شیطونی داشتم پس باید قدرشو بدونم! همون طور که واقفید باید شما زندگی کنید نه زندگی شما رو! خدا رو شکر که هم ما ترتیب زندگی رو میدیم هم اون ترتیب ما رو! پ.ن:بی شعوری هستی واسه خودتااااا! همه ما داد سخن میدیم، واسه بقیه بایدهای رفتاری تعیین می کنیم میگیم باید این جور بشه فلان بشه اما حالا خود ماها حتی رفتاری رو که از دیگران انتظار داریم در برابر دیگران پیاده نمی کنیم خیلی خودمو به خاطر این احساس که افسارمو به دست گرفت سرزنش کردم .همه ی غرورم از بین رفت شخصیتم لکه دار شد و آخر سر چی شد؟همه ی این احساس که از بین رفت هیچ، احساسمو به همه چیز از دست دادم تو بی گناه بودی همه چیز تقصیر من بود نمی فهمم این احساسی که بهش هنوزم ایمان دارم چرا به وجود اومد! عشق فقط وقتی دو طرفه باشه واقعیه......یه طرفه بود ولی واقعی بود همیشه حول محور خودمون رو می بینیم من می خواستمت بدون اینکه تو رو در نظر بگیرم و تو منو رد کردی بدون اینکه منو در نظر بگیری منم از همه چیز گذشتم بدون اینکه خودمو در نظر بگیریم . باختم . شش ماه افسردگی کشیدم می دونی یعنی چی؟ نه تو فقط خودتو می بینی! سنت کمه،هنوز وارد جامعه نشدی،بی تجربه ای و و و خب هستم ولی قبل از همه ی اینها یه انسانم که به همه ی نیازهام واقفم دور از همه بچه بازی ها و ننر بازی های اعصاب خورد کنم باور کنید که میفهمم شاید برای اینکه باور کنند بزرگ شدم باید مثه این دخترا بشم که خدا رو بنده نیستن فقط جلوی دماغشونو می بینن کوچیکترا رو تحویل نمی گیرن مغرورن نمی خندن یه لبخند لوس تحویلت میدن شاید خانوم شدن به اینهاست آره همیشه باید چیزی باشی که دیگران می خوان کسی خود واقعیت رو نمی خواد لازم نیست صادق باشی ماسک به چهره ت بزن به عالم و آدم فخر بفروش فقط وانمود کن که حالیته ولی من هنوزم می خوام خودم باشم شما رو هم با رفتارهای دایناسوریتون تنها می ذارم،اون قدر تو لاک خودتون فرو برید تا هیچ کس براتون نمونه پ.ن:مجبور نیستی بخونی!!!!!!!! پ.ن۲:حالم گرفته اساسی! پ.ن۳:با من بدی کردی ولی من با تو بد نیستم! پ.ن۴:شاید هنوزم همونی رو دوست دارم که می دیدم نه تویی که حالا می شناسم! داشتم برنامه عید طپش پیارسال رو میدیدم گفتم بذار از شماها بپرسم، اگه نتونی با زبون عشقتو بگی چه جوری نشونش میدی؟ من:بغلش می کنم و سرمو میذارم رو سینه ش و اون قدر نگهش میدارم تا احساسم بهش منتقل بشه(بغل مخصوص با بوسه اضافه!) ولی دوس دارم اون محکم بغلم کنه و منو بفشاره!(یه اون پیدا کنید برام) جیغیل:از پشت سر می پرم رو کولش و لپشو گاز می گیرم! بیا ای عمو نوروز،برو ای غم امروز،الهی که برامون مبارک باشه هر روز عید آمد و ما........از لُختی در اومدیم بعدا"نوشت واسه وحید سفر نکن خورشیدکم ترک نکن مرا نرو نبودنت مرگ منه راهی این سفر نشو تو هستی من نیستم من میام تو میری تو میای ولی من دیگه نیستم واسه اینا دلم برات تنگ میشه ![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
جونم:![]()
![]()
ما هر دو بازیچه در بازی نیرنگ
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
دیدم من که حالا درس و مقشی ندارم!بذار بیام بعد میرم!
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |
نوشته شده
توسط ♥مهسا♥| |

